تبلیغات
شیخ ابوالحسن خرقانی (352_425 ه.ق) - ابوالعباس احمد بن محمد بن عبدالکریم قصاب آملی معروف به شیخ ابوالعباس قصاب آملی
شیخ ابوالحسن خرقانی (352_425 ه.ق)
شیخ ابوالحسن می گوید:برهمه چیزی کتابت بود،مگربرآب.اگرگذرکنی بردریا،ازخون خویش کتابت کن تا آن کس که درپی تو درآیدداند،که عاشقان ومستان وسوختگان رفته اند...
داغ کن - کلوب دات کام
داغ کن - کلوب دات کام
شیخ ابوالعباس قصاب آملی عارف و صوفی نامدار ایرانی قرن چهارم قمری
شیخ اشراق حکیم سهروردی وی را از حکما شمرده و او را در کنار بایزید بسطامی و حلّاج و شیخ ابوالحسن خرقانی ، از ادامه دهندگان حکمت خسروانی دانسته است
عطار نیشابوری از او با القابی چون قطب اصحاب، شیخ عالم، نقیب مشایخ، پیر و سلطان عهد یاد می­ کند.
وی از طایفه جوان آمل بوده است و پدرش قصاب بود.



                                   


در مطلبی با عنوان  "شیخ ابوالحسن خرقانی بازگو کننده فلسفه اشراق در قرن چهارم و پنجم هجری" که پیشتر ذکر آن گفته شد ، شیخ اشراق حکیم سهروردی
چهار عارف بالله را
از ادامه دهندگان حکمت خسروانی دانسته است
، که یکی از این بزرگان جوانمرد ابوالعباس قصاب آملی است که نام او در کنار بایزید بسطامی و حسین منصور حلاج و قطب السالکین حضرت شیخ ابوالحسن خرقانی ، قرار گرفته ومایه حکمت ایران باستان از طریق این چهار عارف منتقل گردیده وازجمله خمیره های حکیمان خسروانی خمیره است که با طریقه ای ازخمیره های پیروان فیثاغورس و انباذقورس و انباذقلس و اسقلبیوس در زبان نگهبانان کلمه ((حقیقت سری)) یا ((راز هستی)) در سرزمین های غربی و شرقی (حکمت) امتزاج یافت، و به دست اشخاصی افتاد که به آرامش و اطمینان ، بدان تکلم کردند(یعنی صاحب تصرفات عجیب شدند)  
ازاین رو بر خود واجب دانسته ، که ذکری از این عارف که روزگاری شیخ و بزرگ ما یعنی حضرت ابوالحسن خرقانی صحبت او را دریافته و مدت زمانی در خانقاه او به سر برده را گویم وهرچند اندک  در معرفی این بزرگان و عارفان ایرانی قدمی برداشته باشم.   
         

                              ذکر شیخ ابوالعباس قصاب آملی عارف و صوفی نامدار ایرانی قرن چهارم قمری

احمد بن محمد بن عبدالکریم « ابوالعباس قصاب آملی » یکی از عارفان بزرگ ایرانی در نیمه دوم قرن چهارم هجری قمری مرید محمد بن عبدالله طبری و معاصر با عضدالدوله دیلمی (۳۷۲-۳۳۸ ق) بوده است. او از مشایخ صوفیة آمل و طبرستان بود و در علم و شرف ممتاز زمان بود
 گفته می شود وی علم لدنی را به فضل خداوند از محضر حضرت محمد مصطفی(ص)  و امام علی مرتضی دریافت نموده بود. از این رو  همه چیز را از بر بود.

ابوسعید برای دیدار ابوالعباس قصاب آملی، میهنه را به قصد آمل ترك گفت. "ابوالعباس قصاب" سومین شیخی است كه در زندگی روحانی ابوسعید سهم بزرگی داشته است تا آنجا كه ابو سعید او را شیخ مطلق می‌خواند. ابوسعید به روایتی یك سال در آمل در خانقاه ابوالعباس قصاب بود و خرقه گونه‌ای (اصطلاحی نزد عرفا كه اگر كسی به درجه‌ای معلوم برسد یك عبا مشهور به خرقه بر تن او می‌كنند) نیز از او دریافت كرد و به اشارت وی به میهنه بازگشت.

شیخ ابوالحسن خرقانی (عارف بزرگ قرن چهارم واوایل قرن پنجم) نیز از شاگردان ابوالعباس بوده ومدتی در خانقاه او به سر برده است.  خواجه عبدالله انصاری، این عارف بزرگ از جمله مشتاقان دیدار ابوالعباس بود که موفق به دیدن او شد. ابوعبدالله داستانی(که در بسطام اقامت داشت ودر همین شهر درگذشته)، از اقران خرقانی و ابوسعید و شاگرد ابوالعباس قصاب آملی بوده است.

در کشف المحجوب آمده است که گویند کودکی افسار اشتری را می کشید که باری گران بر پشت آن بود . در حال رفتن در بازار آمل که زمین پر از گل ولای بود ، شتر لغزید وبر زمین افتاد وپایش شکست ؛ مردم جمع شدند تا بار از پشت شتر بردارند . کودک سخت گریه می کرد و دست به دعا بلند کرده بود.در این حال قصاب آملی از آن جا می گذشت پرسید که چه شده است؟ ما وقع را بازگو کردند. او جلو رفت زمام شتر را گرفت و رو به آسمان دعا کرد و گفت : خدایا پای شتر را درست کن ! اگر نمی خواستی درست کنی چرا دل من را با گریه این کودک سوزاندی؟ در حال شتر بر خاست وبا صحت کامل به راه خود ادامه داد.

شیخ ابوالعباس قصاب چگونگی ورودش به طریقت را خواست خداوند وتوفیق وعنایت او می داند و می گوید: «روزی به عادت چهل سال، به دکان قصابی شدم، موسم ماه صفر بود.  در شهر تنی چند از حاجیان از حج باز آمده بودند و قرار آن بود که چون به مدخل شهر آمل رسند، گاو و گوسپند قربانی کنند. از قضا در پی من فرستادند تا آن حشم ذبح نمایم. فربه گاوی بود در شهر که به قصد قربانی مهیا نموده بودند و جماعتی بسیار را طعام می رساند.به آن موضع که گاو را بسته بودند رسیدم.  چون باید قربانی در مدخل شهر ذبح می شد، بند از وی گسستیم و هر چه کردیم از جای نشد. تنی از جوانان و زورمندان بر وی آمدند. باز هم چاره نشد. پیری از معتمدان و نیک مردان شهر بیامد و حال بدید. جوانان تقلا کردند. آن نیک مرد نیک سرشت در پس گاو شد. به ذکری و نام امیرالمومنین علی (ع) دستی بر شانه گاو زد. به طرفه العینی از جای برخاست. همه جماعت از این مایه خرسند شدند و گاو چندان برفت که جماعت از پی وی می دویدند. در شگفت بودم از این حال که بدیدم. گاو همچنان که می دوید به آستان شهر باز رسید و آن جماعت نفس زنان بدان موضع در رسیدند. من نیز باز شتافتم و خویشتن را آنجا یافتم.

آن انبوه مردم که به پیشباز آمدند، جملگی بدیدند که ذبیح الله بر جای نشست و سر بر آن سنگ که در آستان شهر نهاده بودند برای ذبحش فرو هشته. جماعت تکبیر سر دادند از حیرت و شگفتی. چون به بالین گاو رسیدم و تیغ مهیا بود، داستان اسماعیل در نظرم آمد. با خویشتن گفتم: ای قصاب، چهل سال عمر خویش بر این حال نمودی به سر و نه از خدای و نه از اولیاء خدا هیچ ندانستی و یک گام جز از برای تن خویش فرو نیاوردی و این گاو به اندک سالی، از تو بیش داند که به شنیدن نام امیرالمومنین، به مذبح شتافت و جان در کف نهاد.

به ذکر تکبیر از جای شدم و تیغ بر زمین نهادم. به جماعت گفتم این قربانی فی الحال رها سازید، چنانکَ (از آن که) نام امیری بر وی خوانده شد و خود به شهادت از شنیدن آن نام بر این موضع شتافت.  آنان که آن ماجرا دیده بودند، در حال صلوات و تکبیر سر دادند و به سرای باز آمدم و بهای آن گاو بدیشان سپردم تا در میان مساکین تقسیم کنند و طعامی نیز بهر حاجیان و آن جمع فراهم آورند.

آن شب تا صبح یکدم نخفتم و حال من حال شوریدگان و بیچارگان بود. دگر روز قرصی چند از نان جو در میان همیانی نهادم و بر پشت استری بنشستم و به کویی در آن سوی شهر رفتم.  سراچه ای بود که چوپانان در وقت صیف (تابستان و فصل گرما) بدانجا می ماندند و رمه آنجا وا می نهادند. چون رسیدم هیچکس را نیافتم. به بیزاری از آن چهل سال عمر خویش که در غفلت سپردم، چهل روز بر آن سرای، به سجده فرو ماندم تا هدایت خویش از باریتعالی باز ستانم. به اندک قوتی از نان جو، روزگار گذران شد تا روز به چهل رسید.

 شب هنگام همچنان که در سجده بودم، ناگاه بانگی استوار بر تن و جان من بنشست و بفرمود که ای قصاب، قامت راست کن تا با تو سخن گویم. دهشت بر من اوفتاد. چون سر برآوردم پیکری تنومند و سیمای جوانمردی دیدم که به ذکر نام خدای سخن گشود. در جای شدم از آن عظمت و مردانگی که بدیدم. خود را علی ابن ابیطالب بخواند.به شنیدن نامش مدهوش از حال بشدم. چون خویشتن باز یافتم، می شنیدم که کلام حق تعالی به آوازی نیک بر من بخواندی. آنگونه که سی جزء مصحف (قرآن) به سی شب به آوازی نیک همی خواند تا آن کلام به آخر رسیدی. چون مصحف ختم بنمود، به ذکر از خدای در سجده شدم از سپاس این حال که با قصاب داشتی.

 از سجده که فراز آمدم، هیبت ایشان ندیدم و شب تا سپیده دم در ستایش پروردگار بودم. چون آن سی روز تمام گشت دگر شب هم در سجده بانگی رسید از پس من که ای قصاب، قامت راست کن به یگانگی نام پروردگارت که خدای باریتعالی تو را بشارت داد، گناه آن چهل سال به آب این چهل شب و روز از تو باز شستم.

بخوان بنام پروردگارت که به ذکر او جانها آرام می گیرند. چون سر باز تافتم و روی گردانیدم، نیک نگریستم، هیبت و سیمای رسول خدای بدیدم که در نزد من ایستاده، پس بفرمود: ای جوانمرد، آن کلام که در سی روز از حجت خدا، شرف اولیاء، امیر مومنان شنیدی باز خوان. گفتم: در یاد ندارم از آن روی که مرتبه ای بیش بر من نخواند. فرمود: بخوان بنام پروردگار خویش که هم وجود از او یافتی. دگر بار جهد کردم بر آن پس به ذکر از خدای کلام حق از کام این شوریده حال برخاست و قرآن به آن شیوایی که از زبان امیر خویش بشنیدم، در بر ایشان باز خواندم و خویشتن از این حال شگفت! که قصاب چهل سال به بی سوادی در میان مردم زیست و اینک به سی روز قرآن در حفظ دارد. کلام خدا که به آخر رسید، رسولخدا بفرمود ای ابوالعباس، اینک به شهر باز گرد و در میان مردم شو. بدان که پروردگارت بر تو حجت تمام داشته. چون به میان خلق شدی، شریعت خدایتعالی بر ایشان باز گوی و عمر خویش در این راه صرف دار و چون مقصود نیافتی در آن جهد کن که از این پس جماعتی نام تو خوانند و مدد از تو جویند.

در این طریقت، جوانمردی پیشه کن و گفتار به زیور صدق بیارای و هرگز مباد که از خلق پروردگارت کسی را آزرده نمایی،که خدای تعالی و تبارک، از بسیاری گناه در گذرد، لیکن بر آزار خلق چشم نپوشد و جملگی انبیاء و اولیاء و خلایق گیتی از آن بر حذرند. در حق خلایق روی خوش دار و نیکی کن که نزد خدای ستانده تر است. از آن روی که خدای بدانچه برای او کنی بی نیاز است ولی خلق او بدان محتاج. پس تنعم دو سرای بر خود محفوظ دار و دل در یاد او استوار.

روز هفتادم که رسید، عزم بازگشت نمودم. چون بر آستان شهر رسیدم، مردم بسیاری در گرد خویش یافتم به شوریده حالی و پریشانی خویش.  به سرای فرو گشتم و سه روز و سه شب در سجده شدم. دگر روز تن خویش غسل داده و به آراستن سرای خویش پرداختم. در حیاط حجره ای چند بنا کردم و از آن پس، جوانان و تشنگان معرفت از هر دیار به آموختن قرآن و کلام خدای فراز آمدند».

آنچنان که مردم در حیرت بودند که این ابوالعباس قصاب شوریده حال، قرآن به هفتاد روز آنگونه خواند که در زمان، یک تن نیافتیم بدین رسایی و شیوایی سخن. و اینک آوازه شریعت باریتعالی، از طریقت اهل نظر به نیکی در جان نشیند.

برخی از اقوال مشهور او عبارتند از: «جوانمردان راحت خلقند نه وحشت خلق»
 «دنیا گَنده است وگَنده ­تر از دنیا دلی است که به عشق دنیا گرفتار آمده است»
« آن جا که خدای بود روح بود بس»
<<قل هو الله احد - گفت: قل شغل است و هو اشارت است و الله عبارت است و معنی توحید از اشارت و عبارت منزّه است. (اسرار التوحید)>>

در نامه دانشوران جلد ۵ آمده است: تا اوایل قرن پنجم می زیست. نقل است که چون اجل وی در رسید، یکی از مریدانش به بالینش حاضر بود، گفت: یا شیخ چگونه خود را بینی و چگونه خواهی رفت؟ گفت: ای فرزند این چنین که می بینی. این بگفت و روح از بدنش مفارقت نمود.




به رغم تمامی این ها، «ابوالعباس قصاب آملی» گمنام از جهان برفت و حتی مدفن او نیز ناشناخته باقی مانده و  محل حدس گمان قرار گرفته است. گفته شده است مقبره وی  که به قولی با نام و کنیه کامل «ابوالعباس قصاب جوانمرد آملی» بود در محلة  «جوانمرد قصاب» شهرری است

«غفر الله لنا»

منابع:

مقامات شیخ ابوالحسن خرقانی ، تالیف عبدالرفیع حقیقت

نک به تعالیم ابوالعباس در ص8؛ نیز نک عطار نیشابوری، تذکره ­الاولیاء ، ص 157-15
(سهروردی، ج1، ص503)
لغتنامهٔ دهخدا، به نقل از مجمع‌الفصحاء ج ۵ ص ۳۲۷






نوع مطلب : عرفا، 
برچسب ها : شیخ ابوالحسن خرقانی، عرفا، خرقان،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 14 شهریور 1392
دوشنبه 27 شهریور 1396 11:41 ب.ظ
I am really enjoying the theme/design of your blog. Do you
ever run into any internet browser compatibility issues?
A handful of my blog visitors have complained about my site not operating correctly in Explorer but looks great
in Firefox. Do you have any tips to help fix this
issue?
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:18 ب.ظ
Hi would you mind letting me know which hosting company
you're working with? I've loaded your blog in 3 completely different internet browsers and I must say this blog loads a lot faster then most.
Can you recommend a good hosting provider at a fair price?
Kudos, I appreciate it!
شنبه 31 تیر 1396 06:41 ق.ظ
I believe everything said made a great deal of sense.
But, consider this, suppose you added a little content?

I mean, I don't wish to tell you how to run your blog, but
suppose you added a headline that makes people desire more?
I mean شیخ ابوالحسن خرقانی (352_425 ه.ق) - ابوالعباس احمد بن محمد بن عبدالکریم
قصاب آملی معروف به شیخ ابوالعباس قصاب
آملی is a little vanilla. You could peek at Yahoo's home page
and see how they create news titles to grab people to click.

You might add a related video or a related picture or two
to get readers excited about everything've got to say. In my opinion, it might make your posts a little bit more interesting.
جمعه 18 فروردین 1396 10:06 ب.ظ
Hi, I would like to subscribe for this blog to get latest updates, thus where can i do it please help.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


" شیخ ابوالحسن خرقانی " در شهری به نام قلعه نو خرقان با جمعیتی بالغ بر 4000 نفر در 20 کیلومتری محور شاهرود - آزادشهر آرمیده است. مجموعه آرامگاه با توپوگرافی جالب و جذاب به صورت باغ ایرانی است و نهر آبی از کنار آن روان است و در کنار آن مکانی برای استراحت گردشگران در نظر گرفته شده است . درمرکز مجموعه بنای آرامگاه و مسجدی منسوب به شیخ ابوالحسن واقع است. محراب این مسجد که متعلق به دوره ایلخانی است از جمله مهمترین بخش های بنا بوده و تنها محرابی است که رو به مغرب ساخته شده ...

شیخ ابوالحسن بر سر در خانقاه خود چنین نوشته بود «هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید ، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد»
امروزه این گفتار بشر دوستانه ، شعار ملی گردشگری کشورمان است.

Telegram: https://telegram.me/mr6599
facebook.com/kharghani.ir


مدیر وبلاگ : رحیمی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
br>

 

 

'); //-->
360 ?±U†?¯
هفته نامه 9 دی
راز تی وی
فروشگاه اینترنتی یاران
سایت تفریحی
سایت ابزاردهی
photoshop
کلیه حقوق این وبلاگ برای شیخ ابوالحسن خرقانی (352_425 ه.ق) محفوظ است