تبلیغات
شیخ ابوالحسن خرقانی (352_425 ه.ق) - شیخ ابوالحسن خرقانی بازگو کننده فلسفه اشراق درقرن چهارم و پنجم هجری (گفتار چهارم)
شیخ ابوالحسن خرقانی (352_425 ه.ق)
شیخ ابوالحسن می گوید:برهمه چیزی کتابت بود،مگربرآب.اگرگذرکنی بردریا،ازخون خویش کتابت کن تا آن کس که درپی تو درآیدداند،که عاشقان ومستان وسوختگان رفته اند...
داغ کن - کلوب دات کام
داغ کن - کلوب دات کام
شجره نامه یا سلسله روحانی که شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی((شیخ اشراق)) برای سیر اندیشه حکمت ایران باستان دردوران بعدازاسلام درایران ذکرکرده،بسیارپرمعنی،عمیق وبلیغ است....



         
شیخ ابوالحسن خرقانی
بازگوکننده فلسفه اشراق درقرن چهرم و پنجم هجری
شجره نامه یا سلسله روحانی که شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی((شیخ اشراق)) برای سیر اندیشه حکمت ایران باستان در دوران بعد ازاسلام درایران ذکرکرده،بسیارپرمعنی،عمیق وبلیغ است.
به عقیده او،ازطرفی ((خمیرمایه جاوید)) ازحکیمان باستان یونان (حکیمان قبل از سقراط،فیثاغوریان،افلاطونیان)به عارفانی چون ذوالنون مصری و سهل تستری(شوشتری) رسیده و ازطرف دیگر:
مایه حکمت ایران باستان ازطریق عارفانی مانند ابویزید بسطامی و حسین منصور حلاج وقطب السالکین حضرت شیخ ابوالحسن خرقانی منتقل گردیده واین دو جریان حکمت و خرد در تصوف اشراق به هم پیوسته است.
سهروردی میان فلسفه یونانیان ازجهتی و حکمت الاشراق ازجهت دیگر ،فرقی نمی نهد . بلکه، حکیمان را به دو دسته تقسیم می کند:
دسته ی اشراقیان که حکیمان فرس و حکیمان یونان تا افلاطون از ایشانند ، وگروه مشائیان ، ارسطو وپیروانش . واو علمای کلام را نیز به آنها می افزاید . به نظر شیخ اشراق تنها دسته ی اول شایسته آنند که ملقب به گروه متاله ، گردند.
چنان که نوشته است:
((من ازپیروان مشاء کسی را نمی شناسم که درحکمت الهی یعنی فقه الانوار(درک مجردات) راسخ قدم شده باشد.))
بنیاد حکمت اشراق برتحقیق و رصد کردن روحانی مباحث قدسی و تجارب صحیح و روش های خلع و تجریدی استوار است و ؛
تنها تجربه شخصی است که آدمی را به حق الیقین می رساند.
پطروشفسکی محقق معروف روسی درباره فلسفه اشراق که طبق گفته سهروردی ، نخستین حامل یا (سیار) آن دردوران بعد ازاسلام بایزید بسطامی در سده دوم و سوم هجری و شیخ ابوالحسن خرقانی در قرن چهارم و پنجم هجری بوده اند چنین اظهار می کند:
فکر ارتباط و وصول به خداوند در حالت (حال)،اشراق را پدید می آورد.
اشراق کلمه ای است عربی به معنی لغوی درخشش از شرق که یکی ازمعانی آن درخشیدن است.این اصل را برخی از حکیمان اشراقی واز آن جمله شیخ یحیی سهروردی که در سال 587 هجری به اتهام ارتداد اعدام شد و بدین ترتیب به لقب ((مقتول یا شهید)) ملقب گردید،مدون ساخته اند.
پدیده ای روانی است که م.ماسینیون مورد مطالعه قرار داده و ((شطح)) نامیده می شود.
شطح کلمه ای است عربی که معنی لغوی ((برون شدن)) و اصطلاحا خروج از من خویش و (بیهوش شدن) معنی می دهد.
از شطح به معنی رفتن ، ره گم کردن با اصل ((حال))و((اشراق)) مربوط است.
دراین حالت چون صوفی ((حال)) کند و شناخت ((من)) خویش را از دست دهد ، گویی با ((دوست=خداوند)) معاوضه ی وظیفه کرده وازطرف او سخن می گوید.
مثلا روایت است که شیخ بایزید بسطامی به کسانی که از او می پرسیدند : درخانه است یا نه ، می گفت:
زیراین سقف ، جزخدا کس نیست.
منصورحلاج متهم بود که درحالت ((حال)) انا الحق می گفت(یعنی من حقم - خدایم) و بدین علت کشته شد.

شیخ ابوالحسن خرقانی یکی از چهار چهره درخشان تصوف و عرفان ایرانی است که شیخ اشراق آنان را خمیره خسروا نیین می نامد و می گفت که خمیره حکیمان خسروانی در سلوک به سیار بسطام (بایزید) رسید و پس از او به جوانمرد حسین منصور حلاج و بعد از ایشان به جوانمرد ابوالعباس قصاب و سپس به قطب السالکین شیخ ابوالحسن خرقانی رسید.
فکر ارتباط ووصول به خداوند در حالت (حال) اشراق را پدید می آورد و شیخ ابوالحسن خرقانی کامل کننده حکمت اشراق بوده است.
درنگاه سهروردی میان این چهار تن وجه اشتراکی بود . که در دیگر عارفان دیده نمی شده است.
وقتی به جوهره اندیشه اینان می نگریم نوعی گستاخی و بی پروایی در عرصه  الهیات و تجارب روحانی ایشان به ویژه درارتباط مستقیم با حق تعالی را می بینیم.
شاید دراین چشم انداز برتری ابوالحسن خرقانی بر دیگران برجسته می نماید ، بی گمان برتری او از نوع اناالحق حلاج و معراج بایزید نیست بلکه فضایی روحی تر و  عاشقانه تر که ابوالحسن خرقانی با حق داشته است که این فضا را با جهان روستایی خویش با زبانی بسیار دشوار که فهمیدنش برای ما دشوار است ، باقی گذاشته است.

تذکره نویسان تصوف ،غالبا،تربیت معنوی شیخ خرقانی را نتیجه ی بهره مندی او از روحانیت بایزید دانسته اند و بسیاری از سلاسل (سلسله ها) تصوف که به خرقانی اتصال می یابند ، ازطریق او به بایزید و از بایزید به امام جعفر صادق (ع).
هم ازآنگونه که بایزید امام صادق (ع) را درنیافته اما ازروحانیت امام تربیت پذیرفته است. شیخ خرقانی هم پرورش یافته ی روحانیت بایزید است بی آنکه برای او مقدور باشد که با بایزید هم روزگار شود .

منابع:
مقامات شیخ ابوالحسن خرقانی (تالیف عبدالرفیع حقیقت)
اسلام درایران (تالیف پطروشفسکی ، ترجمه کریم کشاورز)
تاریخ فلسفه درجهان اسلام(تالیف حنا الفاخوری، خلیل الجر، ترجمه آیتی)




نوع مطلب : شیخ ابوالحسن خرقانی، 
برچسب ها : شیخ ابوالحسن خرقانی، عرفا، خرقان، قلعه نو خرقان،
لینک های مرتبط :

جمعه 8 شهریور 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


" شیخ ابوالحسن خرقانی " در شهری به نام قلعه نو خرقان با جمعیتی بالغ بر 4000 نفر در 20 کیلومتری محور شاهرود - آزادشهر آرمیده است. مجموعه آرامگاه با توپوگرافی جالب و جذاب به صورت باغ ایرانی است و نهر آبی از کنار آن روان است و در کنار آن مکانی برای استراحت گردشگران در نظر گرفته شده است . درمرکز مجموعه بنای آرامگاه و مسجدی منسوب به شیخ ابوالحسن واقع است. محراب این مسجد که متعلق به دوره ایلخانی است از جمله مهمترین بخش های بنا بوده و تنها محرابی است که رو به مغرب ساخته شده ...

شیخ ابوالحسن بر سر در خانقاه خود چنین نوشته بود «هر که در این سرا در آید نانش دهید و از ایمانش مپرسید ، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد»
امروزه این گفتار بشر دوستانه ، شعار ملی گردشگری کشورمان است.

Telegram: https://telegram.me/mr6599
facebook.com/kharghani.ir


مدیر وبلاگ : رحیمی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
br>

 

 

'); //-->
360 ?±U†?¯
هفته نامه 9 دی
راز تی وی
فروشگاه اینترنتی یاران
سایت تفریحی
سایت ابزاردهی
photoshop
کلیه حقوق این وبلاگ برای شیخ ابوالحسن خرقانی (352_425 ه.ق) محفوظ است